آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - شرحى مهم از انيس العارفين - سراجى عليرضا
شرحى مهم از انيس العارفين
سراجى عليرضا
خواجه عبدالله انصارى ـ كه به واقع (پير) راه عرفان است ـ آشناى هر ايرانى مى باشد. وى آثار فراوانى, به فارسى و عربى, دارد كه بر بعضى از اين آثار شروحى نوشته شده است. ما در سطور آينده به بررسى يكى از اين شروح, كه به فارسى و به صورت زيبا و جامع و كامل بر كتاب منازل السايرين نوشته شده است, خواهيم پرداخت و چون اين نسخه منحصر به فرد است ارزش آن را چند برابر خواهد كرد. پيش از پرداختن به موضوع اصلى, لازم است به ذكر آثار فارسى و عربى خواجه بپردازم.
فهرست آثار فارسى و عربى پير هرات به ترتيب الفبايى بدين قرار است:١
الهى نامه; اربعون فى التوحيد; اربعون فى السَّنة; اسرارنامه; انوار التحقيق; انيس المريدين; پرده حجاب, يا پرده حجاب حقيقت ايمان; تفسير قرآن به پارسى, يا كشف الاسرار و عدة الابرار; تكفير الفهيمة; حكايات مشايخ و نكات عرفانى, يا آنچه به نام رسائل خواجه عبدالله انصارى به وسيله آقاى محمد شيروانى چاپ شده است.; رساله ذكر; ذمّ الكلام; سؤال دل از جان; صد ميدان; طبقات الصوفيه; علل المقامات; فصل در سخنان حكمت و پند و موعظه و مناجات; الفاروق فى الصفات; قلندرنامه; كتاب القدريه; كتاب القواعد; كلمات; كنزالسالكين; محبت نامه; مختصر فى آداب الصّوفيه; المعارف; مقالات; مقولات; مناجات; منازل السايرين; مناقب امام احمد حنبل; مناقب اهل آثار; نصيحت نظام الملك, يا موعظه نظام الملك; واردات; هفت حصار; هفت مقاله.
براى آشنايى بيشتر با نسخه مورد بحث به ذكر شرح مختصرى از بعضى آثار خواجه عبدالله ـ كه بى ارتباط با منازل السايرين نيست ـ مى پردازيم.
صد ميدان
رساله فارسى صد ميدان خواجه كه به منزله طرح مقدماتى كتاب منازل السايرين است, نزديك بيست وهفت سال قبل از منازل السايرين تأليف شده است. در واقع از هزار مقام كه بين انسان و خدا هست, راه به صد ميدان مى رسد كه شيخ در اين رساله از آنها سخن مى گويد. در تقسيم اين منازل و ميدانها نيز همان گونه كه بعدها در منازل السايرين ديده مى شود, نوعى تكلّف اديبانه و عالمانه, خودنمايى مى كند.
استاد عبدالحى حبيبى در سال ١٣٣١ به مناسبت نهصدمين سال وفات پير هرات, رساله صد ميدان را از روى چاپ قاهره در كابل به چاپ رسانيد و در قرائت بعضى كلمات توضيحاتى پيشنهاد كرد. چون كتاب صد ميدان به كتاب منازل السايرين ارتباط كلى دارد بنابراين اكثر مندرجات آن را از روى مندرجات صد ميدان مى توان بهتر درك كرد.
علل المقامات
از رساله علل المقامات نسخه واحدى به دست آمده است و تاريخ كتابت آن ٦٢٠ و سطور آن خوانا و روشن است. آنچه قابل توجه است ارتباط هر مطلب, بلكه هر كلمه علل المقامات با متن منازل السايرين است و از بررسى دو اثر مى توان فهميد كه علل المقامات ثمره ارشاد سالهاى واپسين زندگانى شيخ الاسلام مى باشد كه چندى پس از زمان تأليف كتاب منازل السايرين به خامه كروخى نوشته شده است.
منازل السايرين و جايگاه آن
در ميان آثار خواجه عبدالله, منازل السايرين جايگاه ويژه اى دارد و به همين سبب از ديرباز مورد توجه قرار گرفته و ترجمه و شرح و تفسير شده است. اين كتاب چون از امّهات كتب عرفانى است كه در آن بتفصيل به بيان مقامات سير و سلوك اشاره شده, توجه محققين و دوستداران عرفان اسلامى را به خود جلب كرده است. تاريخ املاى منازل السايرين آشكار نيست, امّا از روى نامه ها و اسنادى كه در نسخه هاى خطى ذكر شده معلوم مى شود كه منازل السايرين پس از ٤٤٨ (سال تأليف صد ميدان) و پيش از ٤٧٥ (سالى كه كاشانى نسخه خطى آن را ديده) املا شده است.٢
شيخ در اين كتاب منازل صدگانه اى را كه صوفى در طى مقامات خويش بايد طى كند, بشرح بيان مى دارد. ترتيب و توالى اين منازل تا حدّى مبنى بر التزام مؤلف به حصرِ آنها در عدد (صد) به نظر مى آيد. خواجه در ابتداى هر باب, آيه اى از قرآن مجيد را كه مناسب موضوع باب است ذكر مى نمايد و سپس به شرح آن مى پردازد. نيز هر باب را به درجه (اولى, ثانيه و ثالثه) تقسيم مى كند, كه با اين درجه بندى, مباحث كتاب به سيصد بالغ مى گردد. خواجه در منازل السايرين با زبانى نه چندان ساده و سهل الوصول به بيان مراحل مختلف سير و سلوك مى پردازد و به گفته آقاى محسن بينا: (خواجه منازل السايرين را طورى نوشته است كه درك آن مشكل شده است, غير اهل سير, كلام او را هم درك نمى كنند. هزار سال از زمان خواجه و تصنيف منازل السايرين مى گذرد, قاعدتاً مى بايستى تاكنون چندين شرح بر اين كتاب نوشته شده باشد, متأسفانه اين كتاب تاكنون به فارسى شرح و ترجمه نشده و كلام خواجه به سمع فارسى زبانان نرسيده است.)٣
با توجه به مطالب بالا مى توان ادعا كرد شرح اين كتاب مهم عرفانى كارى بس دشوار است. هرچند برخلاف گفته فوق شروحى بر اين كتاب نوشته شده است, اما اكثر اين شروح مختصر و دور از دسترس محققين و ادب دوستان است.
شرحى كه اينك به معرفى آن مى پردازيم نسبتاً جامع و مفصل مى باشد و شارح در آن بتفصيل به تفسير دقيق منازل السايرين پرداخته است. آن گونه كه از فحواى كلام برمى آيد, شارح مردى آگاه و مطّلع به مقامات عرفانى بوده و با قرآن و حديث انس داشته و از اصطلاحات عرفانى بخوبى آگاه بوده است, وى در جاى جاى شرح خود بنا به مقتضاى كلام از آيات, احاديث, اقوال مشايخ و عرفا و اشعار عربى سود جسته و در بعضى جاها به قوانين صرفى و نحوى زبان عربى استناد جسته تا بتواند بهتر و بيشتر در تفهيم مطلب خود به خوانندگان موفق باشد.
قبل از پرداختن به شرح حاضر, لازم است شروحى را كه بر اين كتاب ارزشمند نوشته شده, و همه آنها بجز يك شرح به عربى است, معرفى كنيم:
١. شرح عبدالمعطى لخمى اسكندرى (آغاز قرن هفتم), چاپ قاهره, به كوشش استاد سرژ بوركوى١٩٥٤.
٢. شرح عفيف الدين تلمسانى (قرن هفتم), از پيروان ابن عربى كه وحدت وجودى است (نسخه خطى استانبول).
٣. شرح عبدالرزّاق كاشانى (آغاز قرن هشتم), وى نيز وحدت وجودى است (چاپ سنگى, تهران ١٣١٥), نسخه خطى انديا آنس لندن كه در ٧٣٨ هجرى كتابت شده, از روى اصل اصلاح گرديده است.
٤. شرح شمس الدين تسترى (آغاز قرن هشتم). شارح بر شرح تلمسانى خرده گيرى مى كند (نسخه خطى استانبول).
٥. شرح محمد درگزينى (آغاز قرن هشتم), در شرح خويش مطالب عبدالمعطى اسكندرى را در نظر داشته است (نسخه خطى انجمن آسيايى بنگال, كلكته).
٦. شرح ابن القيم الجوزيه (آغاز قرن هشتم), نام اين شرح مدارج السالكين است و با نگرش وحدت وجودى مخالف است. اين شرح ضخيم را مرحوم رشيد رضا در سه جلد در سال ١٩١٥ در قاهره چاپ كرد و در ١٩٥٦ تجديد چاپ شده است.
٧. شرح محمود الفركاوى (پرگاوى), اواخر قرن هشتم. فركاوى شرح عبدالمعطى اسكندرى را خلاصه كرده است و اين شرح را استاد بوركوى در ١٩٥٣ در قاهره به چاپ رسانده است.
٨. شرح جمال الدين يوسف الفارسى (قرن نهم), نسخه خطى ايا صوفيه استانبول. وى اصرار داشته است كه منازل السايرين را با هزار مقام ابوبكر كتانى منطبق نمايد.
٩. شرح زين الدين ابوبكر خافى هروى (متوفى شوال ٨٣٨), مدفون در هرات. نسخه منحصر به فرد آن در گنجينه كتب جاراللّه در استانبول است (شماره ١٠٥٣). زين الدين خافى اكثر شروح قبل از خود را خوانده و به شرح كاشانى بيشتر اشاره مى كند.
١٠. شرح شمس الدين تبادگانى (اواخر قرن نهم) به زبان درى, نسخه خطى كمبريج, نسخه خطى پتنه (نسخه خطى كمبريج به اشتباه به نام شير محمد آمده است) و نسخه خطى كابل. تبادگانى پيرو شرح عربى زين الدين خافى است و مطالب كاشانى را نيز باز مى آورد. درباره هر باب بيان مى كند كه معنى آن در هر بخش كتاب كدام است.
١١. شرح عبدالرّؤوف مناوى (اواخر قرن نهم), متكى بر شرح عبدالمعطى اسكندرى است (نسخه خطى گنجينه شهيد على استانبول).
١٢. شرح محمود المنوفى (معاصر), چاپ قاهره ١٩٦٩.٤
در بين كسانى كه اين كتاب را شرح كرده اند, آنچه عفيف الدين تلمسانى (م٦٩٠) و عبدالرزّاق كاشانى (م٧٥١) نوشته اند, بدان سبب كه بر مشرب وحدت وجود مبتنى است, مورد انكار و انتقاد غالب شارحان ديگر واقع گشته است و از جمله جمال الدين يحيى بن داوود بن سليمان الفارسى كه بعد از آنها به شرح اين كتاب پرداخته است, آن دو شرح را مايه گمراهى شمرده است. در بين شارحان كتاب, نام شمس الدين محمد تسترى, ابن قيوم الجوزيه و محمود بن الحسن الفركاوى القادرى را بايد ذكر كرد كه تقريباً همه آنها شروح خويش را بدان سبب نوشته اند كه شروح ديگر را يا نادرست پنداشته اند يا نابسنده. قديمى ترين شرحها ظاهراً شرحى است كه سديدالدين عبدالمعطى در مصر به سال ٦٣٨ نوشته است شرح عبدالرّزاق كاشانى هم كه به نام وزير غياث الدين محمد بن رشيدالدين فضل اللّه تأليف شده است, با آنكه از مشرب مؤلف دور افتاده است از اين لحاظ اهميّت دارد كه اصل آن مبتنى بر نسخه اى بوده است كه مؤلف در سنه ٤٧٥ املا و امضا كرده است.
شرح حاضر
همان گونه كه قبلاً بيان شد, شرح حاضر, تفسيرى است نسبتاً گسترده از منازل السايرين در ٢٤٤ برگ (٤٨٨ صفحه) كه هر صفحه آن به طور متوسط داراى ١٥ سطر مى باشد.
اين كتاب كه انيس العارفين نام دارد, نسخه اى است منحصر به فرد و جامع كه با بيانى استادانه منازل صدگانه منازل السايرين را بشرح باز مى گويد. و چون مؤلف هر مرحله از مراحل صدگانه را در سه درجه (اولى, ثانيه و ثالثه) بيان داشته است مى توان شمار مراحل كتاب را به سيصد مرحله تقسيم كرد.
تاريخ كتابت نسخه, آن گونه كه در ابتداى كتاب قيد شده است, صفر ١١٤٧ هجرى قمرى است و شارح صفى الدّين محمد الطارمى مى باشد. از نحوه جمله بندى و به كارگيرى كلمات چنين برمى آيد كه شارح كتاب را در حدود قرن هشتم و نهم نوشته و نسخه اى كه ما در دست داريم در تاريخ فوق كتابت يافته است. متأسفانه نسخه ديگرى از اين كتاب در فهرست نسخه هاى خطى پيدا نشد و كار تصحيح با توجه به همين نسخه صورت گرفت. البته براى مقابله متن عربى منازل السايرين از كتاب منازل السايرين كاشانى و منازل السايرين به تصحيح دكتر روان فرهادى استفاده شده و نيز كتاب مقامات معنوى آقاى محسن بينا از نظر دور نمانده است.
اهميت اين شرح بدين خاطر است كه اولاً شرحى است به فارسى و ثانياً مفصل بودن آن باعث دو چندان شدن اهميّت آن شده است. در بيان اهميّت آن همين بس كه استاد سيد محمد مشكوة در حاشيه اى بر اين نسخه نوشته اند:
اين كتاب نفيس كه نام آن انيس العارفين, تصنيف مولانا صفى الدّين محمد الطارمى و شرح كتاب منازل السايرين خواجه عبدالله انصارى است, نه صاحب كشف الظنون بر آن دست يافته و نه صاحب الذريعه الى تصانيف الشيعه از آن آگاه است… ثّم لايخفى كه اين كتاب غير از كتاب صد ميدان است كه به وسيله سى. دى. بوركى در ١٩٥٤ چاپ شده است و علاوه ده برابر آن است اين كتاب.)
درباره شارح
با مطالعه نسخه, كه شرح متنى عربى است, به اين موضوع پى برده مى شود كه شارح فردى آگاه و دانا به مسائل مختلف بوده است; از قبيل آشنايى به آيات قرآن, احاديث نبوى, مسائل گوناگون نحوى زبان عربى و عرفان اسلامى. هرجا كه لازم مى دانسته از گفته هاى مشايخ صوفيه سود گرفته و بسيارى از اصطلاحات عرفانى را توضيح داده كه در جاى خود تازه و در خور توجه و دقت است. شارح خود را بدين گونه در ابتداى كتاب معرفى مى كند:
چنين گويد احقر خلق الله الكريم الحفى وافقر عبادالله الى رحمت ربّه الغنى, صفى الدين محمد الطارمي… كه اين رساله اى است در كمال اختصار به زبان فارسى در شرح كتاب مسمّى به منازل السايرين…
و پس از ذكر صفات اعيان و اماثل به ذكر نام شخصى, كه گويا كتاب را به خواهش او نگاشته, مى پردازد و مى گويد: (… و پيوسته اوقات با بركاتش به تربيت اصحاب فضل و عرفان و تقويت ارباب عقل و ايقان مصروف و معطوف است و جوهر نفيسش از فحواى اسم شريفش ظاهر و هويدا و صريح, اعنى جناب محمد فصيح.
لازم به ذكر است از شرح حال دقيق مؤلف اطلاع چندانى در دست نيست. براى پيدا كردن رد پايى از وى به اكثر كتب مرجع مراجعه شد, اما اثرى از وى يافت نشد. اميدوارم با جستجوى بيشتر, بتوانم به شناختى, هرچند مختصر, از وى دست يابم. يارى استادان و ادب دوستان در هر يك از موارد كار منّتى است بر بنده.پاروقي:
١. از مجموعه اين رسائل, رساله هاى دل و جان (سؤال دل از جان), كنز السالكين, واردات, قلندرنامه, هفت حصار, محبت نامه, مقولات و الهى نامه به كوشش سلطانحسين تابنده گنابادى در سال ١٣١٩ خورشيدى به چاپ رسيده است. در ضمن رسايل, چهل و دو فصل در حكايات مشايخ, صد ميدان, محبّت نامه, سؤال دل از جان, ذكر, و من مناجاته و فوايده, و من كلامه, واردات, و من مقالاته فى الموعظه, بى نام, ومن مقولاته, كلمات, پرده حجاب حقيقت ايمان, كنزالسالكين, قلندرنامه, الهى نامه, فوايد و رساله اى از مجموعه ٧٨٨ هجرى در يك مجموعه دو جلدى به تصحيح جناب آقاى دكتر محمد سرور مولايى در سال ١٣٧٢ به سعى انتشارات توس به چاپ رسيده است.
٢. روان فرهادى, منازل السايرين, متن عربى با مقايسه با متن علل المقامات صد ميدان, انتشارات مولى, ١٣٦١, ص٢.
٣. محسن بينا, مقامات معنوى, چاپ افست مروى, چاپ ششم, ١٣٦٣, قسمت اول, ص٨.
٤. استاد سرژ بوركوى در مقاله عمده اى كه درباره ساختمان منازل السايرين به زبان فرانسوى نگاشته, فهرست شرحهاى عمده منازل السايرين را كه مورد مطالعه او بوده است (مأخذ٢, ص٦).